شرکت تامین اندیش پارس

دردسر بزرگ وام هاي کوچک

تاریخ : شنبه 21 خرداد 1390

سی سال است که شرکت رافائل یوسا به تعدادی از فقیرترین مردم لیبی وام می دهد. چندان معقول به نظر نمی رسد که دادن وام های کوچک به زنان برای ساختن سرامیک یا به کشاورزان برای خرید گاو های شیر ده را به عنوان یک کسب و کار تصور کنیم. اما واقعیت امر بر خلاف این تصور است.
 

در سال ۱۹۹۸، سازمانی که یوسا آن را اداره می کند، با نام فعلی میبانکو(Mibanco)، از یک سازمان غیر انتفاعی به یک بانک مبدل شد، تا آنچه را که سایر موسسات تامین مالی خرد (microfinance) در گوشه و کنار جهان نیز می دانستند به نمایش بگذارد: فقرا اهداف کم ریسکی هستند که وام ها را به موقع بازپرداخت می کنند؛ اگر تعداد کافی از آنها را در کنار هم جمع کنید، نه تنها فقرزدایی می نمایید، بلکه منفعت مالی نیز حاصل می کنید.

امروز یوسا بازار متفاوتی را در برابر خود می بیند. موفقیت میبانکو باعث جلب توجه بانک های تجاری شده است، که به طور تاریخی، از چهل و پنج درصد جمعیت زیر خط فقر در پرو دوری کرده و به آنها وام نمی دادند. اما اکنون بانک های بزرگ هم به دنبال جذب مشتریان میبانکو با وام های کم بهره بوده و با تشخیص اینکه کار کردن با افرادی که با امور بانکی سر و کار نداشته اند راه و روش خاص خود را می طلبد، به دنبال استخدام کارکنان متبحر میبانکو نیز هستند. همانطور که یوسا می گوید: «آنها رقبای خیلی خوبی هستند

و البته تعداد این رقبا روز به روز در حال زیاد شدن است، رقبایی که کسی ورود آنها به این بخش را به هیچ وجه نمی توانست متصور شود. به طور مثال سال گذشته یک موسسه چند ملیتی اسپانیایی (BBVAا) ۳۰۰ میلیون دلار در مایکروفاینانس سرمایه گذاری کرد. سپس با عبور به آن سوی اقیانوس اطلس، دو شرکت پرویی را خریداری کرد. به گفته یوسا: «حالا دیگر همه به این کار رو آورده اند.» و «این فقط در برخی از کشورها نیست. این تغییر در همه جا در حال وقوع است

اما به راستی چه اتفاقی در حال وقوع است؟ به بیان ساده و به دور از حاشیه روی، بانکداران در تعقیب فقرا هستند. مایکروفاینانس، که زمانی صنعتی غیر رسمی و کوچک بود و با حمایت و پشتیبانی فعالان فقرزدایی بوجود آمده و روزگار می گذراند، اکنون در شرف ایجاد یک انقلاب پرسود است. اگر بخواهم ساده تر توضیح دهم؛ میلیاردها دلاری که از بانک های بزرگ، سرمایه گذاران بخش خصوصی و صندوق های بازنشستگی به این بخش سرازیر شده، رشد سی الی چهل درصدی این صنعت در سال را رقم زده است. رشدی که هم اکنون در کمتر بخشی می توان نشانه هایی از آن یافت و با این شرایط سرمایه گذاران متقاعد شده اند که سود عظیمی در این بخش نهفته است.

تبدیل موسسات مایکروفاینانس به شرکت های بزرگ و پیچیده که قادر به کمک به میلیون ها نفر هستند، اتفاق بزرگی به حساب می آید. به عنوان مثال در دهکده پر از گرد و خاک ویراولی(Veeravelly) در هند در ایالت آندرا پرادش، وام های پرداخت شده از طرف موسسه مایکروفاینانسی (SKS Microfinance ) منجر به ظهور تعداد زیادی کسب و کار کوچک شده است، و البته از سوی دیگر برخی را نیز قادر به خرید کالاهای لوکسی مثل یخچال کرده است. همچنین می دانیم که یک صنعت رقابتی تر و پیشرفته تر به معنی نرخ های پایین تر بهره و خدمات جدیدی مثل حساب های پس انداز، وام های مسکن و بیمه است. براکو ارسگ معاون میکروفین(Mikrofin) در بوسنی، کشوری که یکی از رقابتی ترین بازارهای وام های کوچک در جهان را داراست، می گوید: «مشتریان به دفاتر ما آمده و می گویند، خوب، اگر من به موسسه دیگر بروم، می توانم وامی با شرایط بهتر و بهره کمتر دریافت کنم

اما زنگ های خطر نیز در حال به صدا درآمدن هستند. ظهور بازیگرانی که فقط و فقط به قصد سوء استفاده مالی به میدان آمده اند این امکان را به وجود آورده که برنامه های مایکروفاینانس به جای کمک به افراد فقیر، باعث بهره کشی و سواستفاده از آنها شوند، به خصوص در کشورهایی که وام دهندگان در آنها ملزم به افشای نرخ های بهره نیستند. سال گذشته، وقتی موسسه مایکروفاینانس مکزیکی بانکو کومپارتاموس تبدیل به سهامی عام شد، با فاش شدن نرخ های بهره وام های آن که تا حدود ۸۶ درصد در سال هم می رسید، کنسرسیوم توسعه ای «گروه مشاوره ای برای کمک به فقرا» (CGAP) و دیگران این موسسه را به خاطر فدا نمودن منافع مشتریان در برابر ذی نفعان سرزنش کردند. الیزابت لیتل فیلد، مدیر CGAP می گوید: «این خطر وجود دارد که گسترش مایکروفاینانس منجر به تهدید ایده اصلی و ماموریت واقعی آن شود که همانا کمک به فقرا برای داشتن زندگی بهتر است.» در زمانی که دولت ها، موسسات مالی و سرمایه گذاران توجه بیشتری به جهان در حال توسعه دارند، انقلاب مایکروفاینانس نشان دهنده مزایا و معایب ازدواج سودآوری و فقرزدایی است.

وضعیت بانک های بزرگ

ویکرام آکولا فکر می کند کسب درآمد و کارهای خوب می توانند متقابلا سودمند باشند. آکولا بزرگترین موسسه مایکروفاینانس هند، را اداره می کند، که در خط مقدم روند جدید پولی است. سال گذشته، شرکت او (SKS) یازده و نیم میلیون دلار سهام به Sequoia Capital فروخت که اولین معامله در نوع خود بود. نرخ بازگشت ۲۳ درصدی این معامله باعث جلب توجه بسیاری شد.

امسال SKS به دنبال کسب چهار میلیون مشتری است که وام ها را صرف پروژه هایی مانند خرید بوفالو و تاسیس کارگاه جوشکاری می کنند. به گفته آکولا: «ما نخواهیم توانست به وام گیرندگان کوچک وام دهیم، مگر اینکه بازارهای سرمایه به سرمایه گذاری در مایکروفاینانس علاقه نشان دهند.» یک قرارداد با سیتی گروپ که چهل و چهار میلیون دلار از وام های SKS را خریداری خواهد کرد، SKS را قادر خواهد ساخت که به ۲۰۰۰۰۰ نفر در ۷۰۰۰ دهکده وام پرداخت کند. در میان این وام گیرندگان زنانی مثل پاراجاتا نیز هستند که بیوه ای از ویراوالی است.

او قبلا به کارگری مشغول بوده و به زحمت پول کافی برای سیر کردن شکم فرزندانش را به دست می آورد، تا اینکه با یک وام ۵۰۰۰۰ روپیه ای (معادل ۱۵۰۰ دلار) موفق به باز کردن یک مغازه خواربار فروشی شد و در حال حاضر به اندازه ای درآمد دارد که قادر به خرید گاه به گاه لباس نو برای فرزندانش باشد. او می گوید: «تغییر بسیار بزرگی در زندگی ما اتفاق افتاده است

در عین حال، با جاری شدن پول، آکولا داستان هایی از دعواها نیز تعریف می کند. مانند زمانی که رئیس یک بانک پرسیده بود که آیا SKS می تواند نرخ های بهره را افزایش دهد. آکولا گفت بله، اما SKS این کار را نخواهد کرد چون این به معنی بهره کشی از مشتریان خواهد بود. فرد مذکور به آکولا طعنه زده بود که او از اقتصاد سررشته ای ندارد. آکولا نیز در پاسخ گفته بود که رئیس بانک از مشتری داری سررشته ای ندارد، چون مردم در صورتی که احساس کنند مورد سو استفاده قرار گرفته اند، به سراغ SKS نخواهند آمد. همانطور که آکولا می گوید: “ما دارای جامعه ای از مشتریان وفادار هستیم که بعد از خروج از فقر نیز با ما خواهند ماند.” آکولا معتقد است، تا زمانی که سرمایه گذاران دارای دید درازمدت هستند، ماموریت های اجتماعی و مالی مایکروفاینانس در هم تنیده خواهند ماند. به گفته گری هاتن، یکی از مدیران دویچه بانک، که چهار صندوق مایکروفاینانس را اداره می کند:

ـ “ما در حال بخشیدن پول نیستیم؛ و انتظار بازگشت آن را داریم،””اما در عین حال به اثرات اجتماعی این کار نیز توجه داریم.”

با این حال، فشار برای سوددهی باعث می شود موسسات مایکروفاینانس مدل کسب و کار خود را در جهاتی تغییر دهند که آنها را از اهداف اولیه خود دور می نماید. مانند ال امانه، بزرگترین موسسه مالی از این نوع در مراکش، که به سمت تجاری سازی تامین مالی حرکت نموده و اندازه متوسط وام هایش تقریبا سه برابر شده است؛ از نظر این موسسه هم اکنون ارائه وام های کوچکتر برای نیازمندترین وام گیرندگان هزینه بیشتری را به موسسه تحمیل می کند.